مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند

((به نام خداوند بخشنده مهربان
اين عهدنامه اى است كه گروهى از اصحاب رسول خدا - اعم از مهاجر و انصار - بر مضمون آن اتفاق نموده اند.
آنان كسانى هستند كه خداوند متعال در كتاب آسمانى به وسيله رسول و بر زبان او آنان را مورد ستايش قرار داده است
اين گروه بعد از اجتهاد و كوشش در راءى و مشورت در امر، براى دلسوزى اسلام و مسلمين در طول تاريخ آنچه را كه به مصلحت دين و مردم دانستند در اين عهدنامه منعكس نمودند تا نسلهاى آينده با بكار بستن مضامين آن و پيروى از اين دستورالعمل سعادت دنيا و آخرت خود را به دست آورند
اما بعد، بدرستى كه خداوند متعال به من و كرم خويش محمد را به سوى مردم فرستاد تا دين مورد رضايت او را به مردم ابلاغ فرمايد، و رسول الله در وظيفه تبليغى خود كوتاهى نفرمود، و آنچه را كه ماءمور به تبليغ آن بود به مردم اعلام و ما مسلمانان را به جمع و حفظ آن ماءمور ساخت ، تا آنكه دين به كمال خود رسيد، و واجبات و سنن الهى در جامعه پياده شد
پس از آن خداوند رسول خدا را به سوى خود خواند و آن حضرت با كمال عزت و احترام دعوت حق را لبيك گفت و به ديار باقى شتافت
بدون آنكه شخص خاصى را به جانشينى خود برگزيند، بلكه اختيار تعيين خليفه را به مردم واگذار نمود تا هركس را كه مورد وثوق و اطمينان آنان باشد به جانشينى رسول ، و ولايت امر مسلمين اختيار نمايند، و بدرستى كه براى مردم مسلمان پيروى از رسول خدا شايسته است
چنانكه قرآن مى فرمايد: براى كسانى كه مشتاق لقاى پروردگار و روز قيامت هستند پيروى از رسول نيكو است
براستى كه رسول خدا كسى را جانشين خود قرار نداد، تا خلافت رسول در يك خاندان مستقر نماند و ديگران هم از آن بهره اى ببرند، و از شخصى به شخص ديگر همچون ارث منتقل نگردد، و براى آكه در ميان ثروتمندان دست به دست نگردد، و هر خليفه اى نتواند ادعاى خلافت در اولاد خود را تا روز قيامت بنمايد.
 


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 1 آذر 1390  ] [ 02:45 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]

 

next page

fehrest page

back page

 

كودتاى سقيفه
پس از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنانكه :
سابقه اى در ايمان و اسلام نداشتند.
و از شرك و الحاد به ظاهر دست كشيده بودند.
و به اميد حكومت بر عرب ، اطراف پيامبر را گرفته و با او همراهى داشتند.
و هر جا توانستند ضربه زدند، و الغاء شبهه و ترديد نمودند.
و در تمام جنگها در لحظات حساس فرار كردند.
و با سياست نفوذ و ضربه به انتظار رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشستند.
و در ترور نافرجام شركت داشتند.
و در حادثه غدير به بن بست كامل رسيدند.
و در مخالفت و كار شكنى در امر ولايت پيش قدم بودند.
و مانع نوشتن آخرين وصيت نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شدند.
و با تظاهر به دفاع از قرآن ، انزواى عترت را طراحى مى كردند.
و در پيش روى پيامبر به آن حضرت اهانت كرده گفتند:
ان الرجل ليهجر
نه اهل تقوى بودند، و نه ايمان كامل داشتند.
نه مزاياى معنوى داشتند، و نه در جنگها افتخارات نظامى كسب كردند.
نه محبوبيت عمومى داشته ، و نه از قبائل با شخصيت عرب بودند.
نه از طرف خدا و پيامبر معرفى شده ، و نه اصحاب بزرگ پيامبر آنان را قبول داشتند.
گرچه چند ماه قبل در غدير با على (عليه السلام ) به امامت مسلمين بيعت كردند، اما هم اكنون پيمان شكستند و چاره اى جز كودتاه نديدند.
تا با شمشير و زور و تطميع و كشتار بيرحمانه ، مردم را به سكوت و انزوا وادارند.
كه بر اسب زين كرده خلافت سوار شدند و با عمليات خشونت بار زير به مقاصد خود رسيدند.
1 - منع پخش خبر رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در لحظه رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ابابكر در مدينه نبود، كه عمر شمشير كشيد و گفت :
پيامبر هرگز نمى ميرد
و مانع پخش خبر شد تا پيك او ابابكر را خبر كند و به مدينه بياورد، وقتى ابابكر وارد شهر شد، عمر نيز باور كرد كه آرى ، پيامبر نيز مى ميرد، و ساكت شد(31) و آنگاه بلافصله در سقيفه گرد آمدند.
2 - بيعت شتابزده
سران كودتاگر سقيفه به بهانه اينكه دشمنان ما را تهديد مى كنند، و براى اينكه امت اسلامى دچار اختلاف نشود، و فورا بايد خليفه اى تعيين كرد، با راءى چند نفر، آنهم با نزاع و درگيرى ، و زيردست و پاگرفتن بزرگ قبيله خزرج ، ((سعد بن عباده )) با اباكر شتاب زده بيعت كردند
عمر فرياد مى زد اقتلوا سعد قتله الله
(سعد را بكشيد خدا او را بكشد)
و سعد فرياد مى زد، اى مردم مرا كشتيد
و پسر سعد ريش دومى را گرفت و گفت :
اى پسر ضحاك حبشيه ، كه در جنگها ترسو بودى و فرار مى كردى ، حالا پهلوان شدى ! اگر يك مو از سر پدرم كم شود سزاى آن را خواهى ديد.(32)
3 - منع ورود و خروج از مدينه
پس از مطرح شدن ابابكر براى آنكه اخبار شهر مدينه پخش نشود، و با واكنش هاى سياسى مجاهدان ديگر بلاد اسلامى روبرو نشوند، بخشنامه اى صادر كردند كه ورود و خروج از مدينه ممنوع است ، و افرادى كه قصد خروج داشتند با تير زدند.(33)
4 - بيعت گرفتن و با زور و كشتار
پس از فراهم آوردن ياران موافق ، و گردهم آئى همه مخالفان و منافقانى كه در طول زندگانى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را آزار دادند، و در ترور نافرجام افشاء شدند، و منتظر فرصت مناسب بودند، عموم مردم ، و سران قبائل را با زور و ارعاب و تهديد و تطميع به بيعت با ابابكر وادار كردند.
هركس كه مخالفت كرد سخت كتك خورد.
و آنكس كه در برابر حكومت كودتاگران سقيفه ايستادگى كرد كشته شد (مانند مالك بن نويره )
و يا در مصلى مدينه زنده زنده سوزانده شد (مانند فجاءة )
و اين آدم سوزى آنچنان وحشتناك و رسوا كننده بود كه ابابكر حتى در اواخر عمرش مى گفت
(اى كاش فجاءة را نمى سوزاندم )(34)
و حباب بن منذر آن مجاهد بدرى را چون شمشير كشيد و ابابكر را تهديد كرد، كشتند و مخفيانه جنازه او را دفن كردند.(35)
و بسيارى را به بهانه ارتداد، قتل عام كردند
(مانند قبيله حارثة بن سراقه كه گفتند ما پس از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اهل بيت او اطاعت مى كنيم )(36)
5 - تهاجم به خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها
آنگاه كه در بيعت گرفتن از مردم با مشكلات اساسى روبرو شدند، و فكر مى كردند كه طرفداران عترت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در منزل اميرالمؤ منين (عليه السلام ) هر روز اجتماع كرده براى حكومت ابابكر خطر آفرين مى باشند، تصميم به رسواترين توطئه گرفتند، و همه پرده ها را بالا زدند، و همه اغراض شوم را آشكار كردند، و ثابت كردند كه :
به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و راه و رسم او ايمان نياورده اند.
با هجوم به منزل فاطمه سلام الله عليها و آتش زدن درب منزل ، و شكسته شدن پهلوى كوثر قرآن ، و به شهادت رسيدن حضرت محسن (عليه السلام )و به زور وارد خانه امام شدن ، ثابت كردند كه براى حكومت و قدرت از چيزى پروا ندارند، و از خدا نمى ترسند.(37)
كه امام سجاد (عليه السلام ) فرمود:
والله لو تمكن القوم ان طلبوا الملك بغير التعلق باسم رسالته ، كانوا قد عدلوا عن نبوته .
(سوگند به خدا، اگر براى آن مردم ((اهل سقيفه )) امكان مى داشت كه بدون تعلق به رسالت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خلافت را بدست آورند، از نبوت او دست مى كشيدند)(38)
6 - بخشنامه جمع آورى و نابودى حديث
آنانكه دل پيامبر را در حضور او آزردند،
و براى قدرت و حكومت ، پهلوى يگانه يادگار او را شكستند
و از نوشتن آخرين وصيت نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جلوگيرى كردند.
حال براى وحدت امت اسلامى دلى مى سوزانند و بخشنامه صادر مى كنند كه :
(براى حفظ وحدت مسلمين ، همه احاديث را جمع آورى و نابود كنند يا بسوزانند زيرا قرآن كافى است ، و چيزى در برابر قرآن نبايد مطرح باشد)
عائشه مى گويد:
ما 500 حديث مكتوب در منزل داشتيم كه پدرم آنها را در داخل حياط سوزاند.(39)
آگاهان سياسى مى دانستند كه علت اءساسى اين اقدام ، حفظ وحدت مسلمين ، يا حفظ جاذبه هاى قرآن ، نبود بلكه تلاش مى كردند تا فضائل على (عليه السلام ) و عترت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مطرح نشود، و فراموش گردد، و روايت فراوان مربوط به ولايت عترت و حماسه غدير نابود گردند
و هركس را كه سرپيچى كرد، و با حديث با مردم سخن گفت ، يا نقل حديث نمود، شناسائى كردند، كتك زدند
(مانند عبدالله بن مسعود يكى از نويسندگان وحى )
اينجاست كه حاميان ولايت ، مسئوليت سنگينى بر عهده دارند.
هم بايد انواع شكنجه ها را تحمل كنند و هم بايد ميراث رسالت را پاسدار باشند.
هم نگذارند حماسه غدير فراموش شود و هم در حفظ ياران صادق بكوشند
هم از حكومت كودتائى باطل پيروى نكنند و هم از ولايت رهبران الهى دفاع نمايند
كه در خط مقدم اينگونه از مبارزات سياسى ، نظامى ، يگانه دخت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضور جدى دارد و لحظه اى دست از افشاگرى و مبارزه بر نمى دارد و تا مرز شهادت ، از ولايت و حقانيت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) دفاع مى فرمايد.
و فرزندش حضرت محسن (عليه السلام ) را فداى حقانيت ولايت مى كند، و تا رهائى امام معصوم از دست مهاجمان سكوت نمى كند و مبارزه را تداوم مى بخشد.
حضرت فاطمه (عليها السلام ) و ارزش والاى غدير
ضرورت يادآورى حماسه غدير
روش اتمام حجت با غدير
سياست سران سقيفه در مطرح نشدن غدير
1 - ضرورت يادآورى حماسه غدير
يكى از ره آوردهاى ارزشمند و حياتى مبارزات سياسى حضرت زهرا سلام الله عليها در دوران كوتاه زندگانى پس از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شناساندن جايگاه والاى ((غديرخم )) در دفاع از حقانيت ، و خلافت به حق اميرمؤ منان حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام ) بود.
در جمع مهاجر و انصار، در مسجد مدينه
در جمع بانوان عيادت كننده
در برابر مهاجمان فريب خورده به خانه اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در بحث و مناظره با بى تفاوت هاى مدينه (پس از كودتاى شوم سقيفه )
در بسيج كردن مردم جهت دفاع از ولايت اميرالمؤ منين (عليه السلام )
و همه جا
به ياد حماسه غدير بود، و حادثه غدير خم را مى شناساند، و ابعاد و جوانب آن را بررسى مى كرد، و اهداف و ثمرات آن را به رخ مى كشيد، و اتمام حجت مى فرمود.
و عذرهاى بدتر از گناه بى تفاوت ها، و بهانه هاى ترسوهاى ساكت ، و دليل هاى پوچ و دروغين سست عنصرها را با يادآورى حماسه غدير خم ، مردود مى شمرد، و بى ارزشى بافته هاى ذهنى آنان كه دست از حمايت امام بر حق شسته بودند را اثبات مى كرد، و مى فرمود:
فما جعل الله لاحد بعد غدير خم من حجة و لاعذر
(خداوند بزرگ پس از حادثه غدير خم # كه ولايت على (عليه السلام )اعلام گرديد براى هيچكس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )(40)
2 - روش اتمام حجت با حادثه غدير
پس از حاكميت سران كودتاگر سقيفه ، و غصب خلافت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) كه مبارزات سياسى حضرت زهرا (عليه السلام )به اوج رسيد، يكى از روشهاى بيدار كردن مردم ، سخنرانى و افشاگرى ، و دعوت مهاجر و انصار در نهان و آشكار، براى يارى كردن امام برحق بود كه همراه با اميرالمؤ منين (عليه السلام ) و دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام بگونه اى بسيار حساب شده ، مهاجر و انصار را فرا مى خواندند، درب منزل آنان را كوفته ، و با آنان به گفتگو مى پرداختند، و اتمام حجت مى كردند.
امام بعضى مى گفتند:
كار از كار گذشت
و برخى مى گفتند:
اگر على (عليه السلام ) در سقيفه بود راءى همه با او بود
و گروهى مى گفتند:
ما غافلگير شديم ديگر نمى شود اقدام مؤ ثرى داشت در صورتيكه حضرت زهرا سلام الله عليها بر تمام عذر تراشى ها، و بهانه هاى دروغين ، با يادآورى حادثه عظيم غديرخم ، خط بطلان كشيده مى فرمود:
اليكم عنى فلا عذر بعد تعذيركم و الامر بعد تقصيركم ، هل ترك اءبى يوم غدير خم لاحد عذرا؟(41)
(دور شويد، و مرا به حال خود گذاريد، پس از كوتاهى و سهل انگارى ، جايى براى عذر خواهى نمانده است ، آيا پدرم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از حادثه غدير خم جايى براى عذر تراشى و بى تفاوتى باقى گذاشته است ؟)
يعنى تكيه گاه مهم و برهان روشنى كه مى شود با آن ولايت بر حق حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) را اثبات كرد، و غضب خلافت را بيان داشت ، حماسه غدير خم است كه :
هيچ عالم و جاهلى
مخالف و موافقى
دوست و دشمنى
حاضر و غائبى
نمى تواند آن حادثه عظيم را انكار يا فراموش نمايد.
چون همه بودند و ديدند، و با حضرت مولى بيعت كردند.
يا خاطره آن حماسه بزرگ را شنيدند، و خطبه معروف رسول خدا (عليه السلام ) را شنيدند و حفظ كردند، و سينه به سينه منتقل نمودند.
و شعراى حاضر در صحنه ، شعرها سرودند، قصيده ها ساختند و به يكديگر تبريك ها گفتند.
از اين رو حادثه غديرخم ، آنهم پس از دو ماه يا بيشتر، در پايگاه وحى الهى ، ((مدينة الرسول )) هرگز انكار كردنى ، يا فراموش شدنى نبود.
3 - سياست سران سقيفه و روش مبارزاتى فاطمه سلام الله عليها
سران سقيفه چون مى دانستند شعر و حكايت و روايت و حديث غدير خم را از نظر فكر و ذهن و انديشه و نقل و گفتار نمى توانند، انكار كنند، و يا از دلها و خاطره ها بزدايند، دست به كودتا زدند، و با زور و تزوير، و تهديد و كشتار به همگان گفتند كه :
حماسه غدير را فراموش كنند
احاديث بر جاى مانده از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را بسوزانند(42)
نقل حديث نكنند، و تنها قرآن بخوانند
و فضائل على (عليه السلام ) و اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در هيچ جا نقل ننمايند.
زيرا اگر پس از كودتاى سقيفه ، و حاكميت ابابكر، نقل حديث جايز بود، و فضائل اهل بيت (عليه السلام ) را مطرح مى كردند، و حماسه عظيم غديرخم را در همه جا و همه مجالس مى خواندند و مى شناساندند، حكومت سران كودتايى سقيفه نمى توانست داراى ثبات سياسى باشد، و ادعاى حقانيت و خلافت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نمايد، بنابراين همه دست اندركاران خلافت ، بر آن شدند كه غدير خم مطرح نشود، و حديث و خطبه و شعر آن حماسه جاودانه نقل نگردد، و به دست فراموشى سپرده شود، و تنها بخشهايى از آن خطبه سرنوشت ساز رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل گردد كه ، ارتباطى با حكومت و خلافت ندارد.
(دستور عبادى و اخلاقى )(43)
چون اصول سياست كودتاگران سقيفه بر حذف حماسه غدير تكيه داشت ، حضرت زهرا سلام الله عليها نيز يكى از حملات گسترده و فشار سياسى ، مبارزاتى خود را بر شناساندن غدير خم قرار داده بود، تا غدير خم فراموش ‍ نشود، و نصب امامت از طرف پروردگار هستى ، تبليغ شود
از اينرو پيروان آن يگانه كوثر قرآن نيز به غدير خم دل بسته اند.
و آن را تبليغ مى كنند و با رهنمودهاى عترت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روز غديرخم را يكى از اعياد بزرگ اسلامى مى دانند.
جشن ها مى گيرند
چراغانى مى كنند
شعرها مى سرايند
تا حماسه جاويد غدير همواره جاودانه بماند، و چشمه سار هميشه زلال غدير، همواره تشنگان حقيقت را سيراب سازد.
حضرت زهرا سلام الله عليها نه تنها در سخنرانيها، و افشاگريها از غديرخم ياد مى كرد، و آن حادثه عظيم را به ياد مى آورد و اهداف آن را مى شناساند بلكه در ملاقات هاى خصوصى ، و در پاسخ افرادى كه بگونه اى انفرادى از مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام ) مى پرسيدند، باز هم به بررسى ((حماسه غدير)) مى پرداخت .
محمود بن لبيد مى گويد:
پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فاطمه (عليها السلام ) را در كنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزادارى و گريه مشاهده كردم ، فرصت را غنيمت شمرده سئوال كردم :
آيا براى امامت على (عليه السلام ) از سخنان رسول گرامى اسلام ، مى توان دليلى آورد؟
حضرت زهرا (عليها السلام ) فرمود:
و اعجبناه اءنسيتم يوم غدير خم ؟ سمعت رسول الله يقول :
على خير من اخلفه فيكم ، و هو الامام و الخليفة بعدى ، و سبطاى و تسعة من صلب الحسين (عليه السلام ) اءئمة اءبرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين ، و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الى يوم القيامة ؟
(قلت يا سيدى فما باله قعد عن حقه ؟)
قالت : يا ابا عمر لقد قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )
مثل الامام مثل الكعبة اذا تؤ تى ولا تاءتى
اءما و الله لوتركوا الحق على اءهله و اتبعوا عترة نبيه لما اختلف فى الله اثنان ، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين ولكن قدموا من اءخره الله و اءخروا من قدمه الله : حتى اذا اءلحدوا المبعوث و اءودعوه الجدث المجدث اختباروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم ، تبالهم اءولم يسمعوا الله يقول :
وربك يخلق ما يشاء و يختار ماكان لهم الخيرة ؟
بل سمعوا و لكنهم كما قال الله سبحانه .
فانها لا تعمى الابصار ولكن تعمى القلوب التى فى الصدور
هيهات بسطوا فى الدنيا آمالهم و نسوا آجالهم فتعسالهم و اءضل اءعمالهم اءعوذبك يا رب من الحور بعد الكور

حضرت زهرا (عليه السلام ) فرمود:
(شگفتا! آيا حادثه عظيم غدير خم را فراموش كرده اند؟
شنيدم كه پيامبر گرامى اسلام فرمود: و على بهترين كسى است كه او را جانشين خود در ميان شما قرار مى دهم على (عليه السلام ) امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين (عليه السلام ) و نه نفر از فرزندان حسين (عليه السلام ) پيشوايان و امامانى پاك و نيك اند. اگر از آنها اطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزيد، تا روز قيامت بلاى تفرقه و اختلاف در ميان شما حاكم خواهد شد).
((پرسيدم ، پس چرا امام على (عليه السلام ) سكوت كرد و حق خود را نگرفت ؟
حضرت زهرا(عليها السلام ) پاسخ دادند:))
پدرم رسول خدا، رهنمود دادند كه مثل امام ، مانند كعبه است ، مردم بايد در اطراف آن طواف كنند نه آنكه كعبه دور مردم طواف نمايد.
((سپس ادامه دادند كه )):
(قسم به خدا اگر حق را به اهلش واگذار مى كردند و از عترت رسول خدا اطاعت مى نمودند دو نفر هم با يكديگر اختلاف نمى كردند و امامت همانگونه كه رسول خدا معرفى فرمود از على (عليه السلام ) تا حضرت قائم (عج ) فرزند نهم امام حسين (عليه السلام ) پشت به پشت و نسل به نسل تداوم مى يافت .
اما افسوس مردم ناآگاه ، كسى را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود و كسى را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعثت را انكار كردند و به بدعتها روى آورند آنها اينگونه اعمال ناروا را با هواپرستى و شهوت زدگى و بازگشت به افكار و آراء فاسد جاهلى انجام دادند، زشت باد روى آنان . آيا نشنيدند كلام خدا را كه فرمود
((پروردگار تو خلق مى كند آنچه را كه مى خواهد و اختيار تعيين امامت بدست اوست ))(44)
آرى شنيدند اما هرگونه كه قرآن فرمود: ((ديده بصيرت آنها كور و چشم دل آنها بى نور است ))(45)
افسوس ، كه سران سقيفه ، آروزها و هوسهاى خود را تحقق بخشيدند و از مرگ و قيامت غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهايشان گمراه كند، اى پروردگار من به تو پناه مى برم از كمى ياران پس از پيروزى و فراوانى ياران ):(46)
روش استفاده از حديث غدير
طرح همه جانبه حديث غدير
افشاى دشمنان با حماسه غدير
در فصل گذشته تذكر داديم كه سران سقيفه ، و دشمنان اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با روشهاى گوناگون سعى مى كردند تا:
حماسه غدير فراموش گردد.
حديث غديرخم نقل نشود، تبليغ نگردد.
ورقه هاى مكتوب حديث غدير و ديگر احاديث سوزانده شود.
در كتب تاريخ ثبت نشود.
و شاعرانى كه حماسه غدير را سرودند طرد شوند، يا در امان نباشند و آنگاه ، ناقلان و راويان حديث و حادثه غدير را با نام ((ايجاد اختلاف در امت اسلامى )) يا ((ترك كنندگان قرآن )) سرزنش مى كردند، كتك مى زدند كه پس از حاكميت سران سقيفه ، و كتك خوردن عبدالله بن مسعود ((كاتب وحى )) براى نقل حديث ، ديگر كسى جرئت روايت كردن ، يا تبليغ حديث غدير را نداشت .
هركس رفاه و آسايش مى طلبيد.


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 1 آذر 1390  ] [ 02:35 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

راويان فراوان حديث غدير، (514 نفر از قرن اول تاكنون )
1 - قرن اول (146 نفر)
مهاجر و انصارى كه در حجة الوداع در آن اجتماع 90 يا 120 هزار نفرى غديرخم حضور داشتند و خطبه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در نصب اميرالمؤ منين على بن ابى طالب (عليه السلام ) به امامت شنيدند، كه در ميان آنهمه از شاهدان و گواهان نام 146 نفر را كتب تاريخ ثبت كرده اند.
2 - قرن دوم (57 نفر)
1 - ابو محمد عمروبن دينار جمحى مكى
ابونعيم : حلية الاولياء، ج 4، ص 23.
2 - ابوبكر محمد بن مسلم بن عبيدالله قرشى زهرى (م 124 ق )
ابن اثير: اسدالغابة ج 1، ص 308.
3 - عبدالرحمان بن قاسم تيمى
ابن ابى الحديد: شرح النهج ، ج 1 ص 360.
4 - ابو ثمامه بكر بن سوادة بن ثمامه بصرى (م 128 ق )
ابن بطريق : العمدة ، ص 53.
5 - عبدالله بن ابى نجيح يسار ثقفى (م 131 ق )
نسايى : الخصائص ، ص 15 - و - ابن بطريق : العمدة ، 48.
6 - مغيرة بن مقسم ضبى كوفى (م 133 ق )
احمد بن حنبل : المسند، ج 4، ص 372.
7 - ابو عبدالرحيم خالد بن زيد جمحى مصرى (م 139 ق )
احمد بن حنبل :المسند، ج 1، ص 84.
8 - حسن بن حكم نخعى كوفى


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 1 آذر 1390  ] [ 12:44 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]

پس از اعلام امامت و ولايت از طرف خدا، بايد ويژگيها و لياقت هاى اميرالمؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام )را يك يك ، در آن زمان محدود، يادآور شود تا جايگاه ارزشمند انتخاب الهى را بشناسند، و تا بيعت عمومى ، آگاهانه و با نور هدايت ، و روشنى علم و آگاهى ، تحقق پذيرد
تا منافقان نگويند كه :
نمى شناختيم
يا بهتر از آن در جامعه اسلامى وجود دارد
تا اتمام حجت شود، و ارزشهاى منتخب وحى ، براى امامت و رهبرى معرفى گردد، از اين رو پيامبر گرامى اسلام فرمود:
ما من علم الا و قد اءحصاه الله فى و كل علم علمت فقد اءحصيته فى على امام المتقين . و ما من علم الا و قد علمته عليا و هو الامام المبين الذى ذكره الله فى سورة ياسين (و كل شى ء اءحصيناه فى امام مبين )
معاشر الناس ! لاتضلوا عنه و لاتنفروا منه ، و لاتستنكفوا من ولايته
فهو الذى يهدى الى الحق و يعمل به ، و يزهق الباطل و ينهى عنه ، و لاتاءخذه فى الله لومة لائم .
اول من آمن بالله و رسوله لم يسبقه الى الايمان بى اءحد، والذى فدى رسول الله بنفسه و الذى كان مع رسول الله ، و لا اءحد يعبد الله مع رسوله من الرجال غيره ...
معاشر الناس ! هذا على اخى ، و وصيى ، و واعى علمى ، و خليفتى فى امتى ، على من آمن بى و على تفسير كتاب الله عز و جل ، والداعى اليه ، والعامل بما يرضاه ، و المحارب لاعدآئه ، والموالى على طاعته ، و الناهى عن معصيته . انه خليفة رسول الله و اميرالمؤ منين ، و الامام الهادى من الله و قاتل الناكثين و القاسطين و المارقين بامر الله .

 


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 1 آذر 1390  ] [ 12:38 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

1 - اجتماعى بى همانند
2 - فراوانى و انبوه حاضران
3 - تحقق بيعت عمومى
4 - كيفيت والاى حماسه غدير
5 - صراحت در گفتار پيامبر
6 - گواهى حاضران
7 - راويان فراوان حديث غدير
با بررسى روشهاى مبارزاتى حضرت زهرا سلام الله عليها و مورد ارزيابى قرار دادن استدلالها و براهين آن بزرگ زن جهانيان ، كه همواره در طرح حماسه غدير مى كوشيد
و در نهان و آشكار
و در سخنرانيهاى عمومى
و پاسخهاى انفرادى
همه جا تلاش مى كرد تا:
حماسه غدير را بشناساند
اهداف غديرخم را به رخ بكشد
حماسه غدير را جاودانه سازد
و با خطبه معروف رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در غديرخم ، بحث و مناظره نمايد
پيام غديرخم را براى اتمام حجت بكار گيرد
هر خواننده اى را وامى دارد تا بپرسد كه :
غديرخم چه ويژگيهايى دارد؟
 


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 1 آذر 1390  ] [ 12:33 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 03:33 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 

 

http://www.ghadirekhom.com


 
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 03:06 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

نویسنده : محمد جواد طبسی
اشاره
روز بیست و چهارم ذی الحجه در تاریخ اسلام، روزی بسیار مهم و سرنوشت ساز است، روزی است که بر اثر یک حادثه کوچک، ولی بسیار عظیم و دارای اهمیت، یکی از آیات الهی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد. در اثر نزول همین آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله پرده از یک مسئله بسیار مهم برداشت و جریان خاتم بخشی علی علیه السلام را به اطلاع مردم رساند.
آیه ای که نازل شد، آیه ولایت بود و خبر مهم، اعلام ولایت و جانشینی امیرمؤمنان علیه السلام بود، که پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی پروردگار، از این واقعیت خبر داد و پرده برداشت.
خاتم بخشی امیرمؤمنان علیه السلام
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون»(۱)؛ ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند ؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند.


ادامه مطلب  
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 12:54 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

احــمد نبـــاتی
«إنما ولیکُم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یُقیمونَ الصلاه و یؤتون الزکاه و هُم راکعون».[۱]
همانا ولی شما خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آورده، نماز بر پا می-دارند و در حال رکوع زکات می دهند. 
در بسیاری از کتب اسلامی و منابع اهل سنت، روایات متعددی ناظر بر این که آیه ی فوق در شأن علی (علیه السلام) نازل شده، نقل گردیده که در برخی از آنها به مسأله ی بخشیدن انگشتر، در حال رکوع اشاره شده و در برخی دیگر، تنها به نزول آیه-ی شریفه در حق علی (علیه السلام) بسنده شده است.
در میان کتب معروف اهل سنت، بیش از سی کتاب یافت می شود که در میان آنها این حدیث نقل شده که از جمله ی آنها می توان این کتب را نام برد:
محبّ الدین طَبَری در ذخار العُقبی صفحه ی ۸۸     سیوطی در لباب النقول صفحه ی ۹۰    طبری در تفسیر طبری صفحه ی ۱۶۵   رازی    فخر رازی در تفسیر کبیر ذیل آیه ی مذکور


ادامه مطلب  
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 12:51 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون »
« ولی شما تنها خدا و رسول او و کسانیکه ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع نماز زکات می پردازند، می‎باشند.» (مائده / آیه۵۵)
طبق نظر شیعه این آیه مقام ولایت را منحصرا از آن خدا و پیامبرش و امام علی (ع) می داند و در شان علی (ع) نازل شده. هنگامی که فقیری به مسجد النبی آمد و از مسلمانان طلب کمک کرد و هیچ کس به فقیر کمک نکرد مگر حضرت علی بن ابیطالب (ع) که در حال رکوع نماز، انگشتری خود را به فقیر بخشید. و بنابر این مراد از " الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون" علی (ع) است و لذا این آیه بر ولایت آن حضرت دلالت دارد.
لیکن علماء اهل سنت چنین تفسیری از آیه شریفه را قبول نداشته و هر یک به شکلی ایراداتی بر آن وارد کرده اند. در این نوشتار بر آنیم تا اهم این اشکالات را مطرح کرده و پاسخ گوییم:
اشکال اول: " انما " دلالت بر حصر ندارد .


ادامه مطلب  
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 12:43 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

قنبر علی تابش
غدیر، نام اقیانوس بی‏کرانی است که افق در افق، با آسمان نسبت دارد و موج در موج، هم‏آغوش عرش است. عرش، از آخرین موج‏های غدیر آغاز می‏شود.
خوش به حال فرشتگان که هر شامگاه، با سرخی شفق، فوج فوج در زلال بی‏کران غدیر بال می‏شویند و در ساحل سبز غدیر به نماز می‏ایستند!
آدم از بهشت شروع شد و به زمین پیوست و سال‏ها در زمین گشت و گشت؛ با شیون و اندوه. سرانجام، غدیر خم را یافت و از معبر غدیر، دوباره به بهشت بازگشت. در جاذبه این خاکدان سخت، غدیر تنها بال پرواز به سمت بهشت است. دیگر هر چه هست، خاک است، خون است، خاکستر است.
یکصد و بیست و چهار هزار چشمه از ازل تا به ابد جاری گشت و به غدیر پیوست.
اینک غدیر، حاصل یکصد و بیست و چهار هزار چشمه زلال رسالت است که موج در موج، عرفان و معرفت را فراراه انسان قرار داده است.
«فَصَلّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ».

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 06:21 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

حمزه کریم خانی
غدیر، سفره‏ای است که برای تمامی گل‏ها پهن کرده‏اند.
غدیر، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است.
غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است.
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.
غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بی‏کرانه است؛ جاری بر جان‏های پاک و اندیشه‏های تابناک.
غدیر، تجلی خواست خالق، روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دست‏های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏کشاند.
غدیر، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏های تشنه است.

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 06:17 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

سید علی‏اصغر موسوی
نوری سبز، از عمق کهکشان‏ها درخشیدن گرفته بود و مثل ابر دل‏انگیز بهاری، بر بی‏کرانه‏های آسمان گسترده می‏شد.
زمین در بُهت نوروزی شگفت، خود را می‏آراست و آسمان غوغایی‏ترین روز خویش را در ازدحام فرشتگان نظاره می‏کرد.
جشنی بی‏نظیر در راه بود، جشنی که عطر دل‏انگیز نوروز را، لحظه لحظه، به مشام آسمانیان می‏رسانید و آن‏ها را از رستاخیز زمین، شگفت زده می‏کرد.
حتی تمام پیامبران، نشسته بر ارّابه‏های نور، از آسمان، راهیِ سرزمین «حجاز» بودند تا در جشن بزرگ و بی‏همانندِ «ولایت» شرکت کنند. یعنی همان حلقه اتصال نبوّت و امامت؛ یعنی همان ادامه راه انبیاء؛ یعنی آغازی زیبا و بشکوه، در مسیر هدایت مردم؛ یعنی تحقق حکومت صالحان بر زمین؛ یعنی کامل‏ترین عیار، در امتحان اهل تقوا.
نخستین جشن ولایت، در مکانی برپا می‏شد که تشنگانِ بی‏شماری، به دنبال اکسیر اعظم معرفت بودند تا از زلال آسمان کوثرش، بهره‏مند شوند.

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 06:12 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

نزهت بادی
ولایت امیر المؤمنین علیه‏السلام ، چشمه حیات لازَمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‏کند.
از رحمت خدا دور است هرکه این باب فیض الهی را بر مشتاقان حق ببندد و نعمت ولایت را از آنان دریغ نماید.
آن منبری که در غدیر خم ساخته شد تا رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر فراز آن دست علی علیه‏السلام را در دست خویش بفشارد، تندیس اهورایی پیوند ولایت به نبوت بود که هنوز در عرصه تاریخ ماندگار است و انعکاس آن صدای ملکوتی حضرت خاتم که آیه حقانیّت وجود امیر المؤمنین علیه‏السلام را قرائت فرمود، هر لحظه در گوش‏های زمانه تکرار می‏شود.

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 05:59 ب.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]

درباره واقعه غدیر و اهمیّت این روز، آیاتى از قرآن نازل شده است. پیش از خطبه غدیر این آیه نازل شد:
(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ);۱

 

اى پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، (به مردم) ابلاغ کن; و اگر چنین نکنى، رسالت خدا را انجام نداده اى.
آن گاه که پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله خطبه را به پایان رساند، این آیه کریمه فرو فرستاده شد:
(اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الاْسْلامَ دیناً);۲
امروز دین شما را به حدّ کمال رسانده و نعمت را بر شما تمام کردم و آیین اسلام را برایتان برگزیدم.
هنگامى که خطبه غدیر پایان یافت و مسأله بیعت با امیر مؤمنان على علیه السلام به طور جدّى مطرح شد، عربى درخواست عذاب نمود و این آیه درباره او نازل شد:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع);۳
درخواست کننده اى تقاضاى وقوع عذابى نمود.


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 02:47 ق.ظ ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 20 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 164908 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes